گفت: ای خواجه! از دست تو شیرین و چربی بسیار خوردم؛ شرم داشتم که بدین قدر تلخی، از خود، اثرِ کراهیت (ناراحتی) ظاهر کنم. خواجه گفت: چون شکر نعمت چنین میگذاری، تو را در بندگی نگذارم. و بدین آزاد مردی به سعادت آزادی رسید.
گفت: ای خواجه! از دست تو شیرین و چربی بسیار خوردم؛ شرم داشتم که بدین قدر تلخی، از خود، اثرِ کراهیت (ناراحتی) ظاهر کنم. خواجه گفت: چون شکر نعمت چنین میگذاری، تو را در بندگی نگذارم. و بدین آزاد مردی به سعادت آزادی رسید.
پرسیدند : بهترین کتابی که خواندی چه بود
گفت : بهترین کتابی که نخواندم قرآن بود
مرحوم حجت السلام ضابط
الحمدلله به لطف خداوند دوران سختی و مشقت رو به اتمام است و آسانی در پیش.به لطف و دعای شما دوستان عزیز و یاران وفادار آرامش نسبی به قلبم بازگشته و اکنون جز درد فراق درد دیگری نیست.از خداوند طلب دوستی میکنم و از شما میخواهم که از خداوند بخواهید تا ظهور صاحب الزمانمان را نزدیک گرداند، که خود میداند دوستدارانش سوختند از درد فراقش.به شکرانۀ این نعمت این حکایت زیبا را برایتان گذاشتم:
در بیمارستانی ،دو مرد در یک اتاق بستری بودند.مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از ظهرها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود. اما دومی باید طاق باز می خوابید و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانواده هایشان ، شغل، تفریحات و خاطرات دوران سربازی صحبت می کردند.بعد از ظهرها مرد اول در تخت می نشست و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد. در آن حال بیمار دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می کرد.
او با این کار جان تازه ای می گرفت، چرا که دنیای بی روح و کسالت بار او با تکاپو و شور و نشاط فضای بیرون پنجره رنگ زندگی می گرفت.
در یک بعد از ظهر گرم ، مرد کنار پنجره از رژه ای بزرگ در خیابان خبر داد.با وجود این که مرد دوم صدایی نمی شنید، با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقیش وصف می کرد پیش رو مجسم می نمود.
روزها و هفته ها به همین صورت سپری شد.یک روز صبح وقتی پرستار به اتاق آمد،با پیکر بی جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود روبرو شد.
پس از آنکه جسد را به خارج از اتاق منتقل کردند مرد دوم درخواست کرد که تخت اورا به کنار پنجره منتقل کنند. به محض اینکه کنار پنجره قرار گرفت، با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد ،
اما...
تنها چیزی که دید دیواری بلند و سیمانی بود.
با تعجب به پرستار گفت:جلوی این پنجره که دیواره!!!چرا او منظره بیرون را آن قدر زیبا وصف می کرد؟
پرستار گفت: او که نابینا بود، او حتی نمی توانست این دیوار سیمانی بلند را ببیند.شاید فقط خواسته تورا به زندگی امیدوار کند.
بالاترین لذت در زندگی اینست که علیرغم مشکلات خودتان ، سعی کنید دیگران را شاد کنید
....شادی اگر تقسیم شود دوبرابر می شود..
خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.
خدایا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گذارم که دشنان مرا از میان احمق ها بر گزینی ، که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند به بندگان خاصش عطا می کند.
خدایا ! جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد.
خدایا ! شهرت ،منی را که می خواهم باشم ، قربانی منی که می خواهند باشم نکند
خدایا ! در روح من اختلاف در انسانیت را با اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اقنوم جدا از هم را باز شناسم.
ادامه مطلب
گفتم: خسته ام
گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله... از رحمت خدا ناامید نشوید(زمر/53)
گفتم: هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: إن الله بین المرء و قلبه... خدا حائل است میان انسان و قلبش(إنفال/26)
گفتم: هیچ كسی رو ندارم
گفتی: نحن أقرب إلیه من حبل الورید... ما از رك گردن به انسان نزدیكتریم(ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!
گفتی: فاذكرونی، اذكركم... منو یاد كنید،تا یاد شما باشم(بقره/152)
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.
شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟".......
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
وی چندان فقیر بود که از شدت کهنگی لباس خجالت میکشید در مجلس درس شرکت کند. لذا در بیرون از محل درس مینشست و به درس استاد گوش میداد و آنچه تحقیق میکرد بر برگ چناری مینوشت.
طلاب تصور میکردند او برای گدایی میآید تا این که روزی مسالهای بر استاد که ملا محمد تقی مجلسی بود، مشکل شد و حل آن را.........
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست.
برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که........
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

اگر حتی با خرید این محصولات حتی یک ریال به اسرائیل کمک کنیم فردا در حضور رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) سرافکنده خواهیم بود.
بیایید همین الان برای پیروزی مسلمانان غزه دعا کنیم.
این کمترین کاری است که ازمان بر میآید دریغ نکنیم....
و سیعلموا الذین ظلموا ...
این روزها در برخی از محافل دینی به نقل از آیت الله العظمی بهجت(دامت برکاته) گفته می شود که ایشان در قبال سوالی مبنی بر بشارتهایی درباره ظهور فرموده اند که ظهور نزدیک است؛ آنقدر نزدیک که حتی افراد سالخورده نیز می توانند به درک واقعه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه)امیدوار باشند.به فراست می توان دریافت که مسأله "توقیت" اساسا بر خلاف فلسفه و مفهوم واقعی انتظار فرج است و ای بسا منتظران را سرخورده، دلسرد و ناامید سازد و یا اینکه در اصل اعتقاد ایشان به پدیده ظهور خدشه وارد آورد.
راقم این سطور از یک سو در امین و ثقه بودن این علمای فرزانه ذره ای تردید ندارد. از سویی دیگر........
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
گويند: تنها بازمانده يک کشتي شکسته به جزيره کوچک خالي از سکنهاي افتاد، او با دلي لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد، اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر ميگذراند کسي نميآمد، سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پارهها کلبهاي بسازد تا خود را محافظت کند و دارائيهاي اندکش را در آن نگهدارد، اما روزي که براي جستجوي غذا بيرون رفته بود.........
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
گويند عاشقي پس از سالها تحمل هجران و دوري بر در سراي معشوق درآمد و دقّ الباب نمود، حضرت معشوق گفت: كيست؟ گفت: منم عاشق بيقرار، معشوق گفت: بازگرد كه تا تو توئي راهي در حريم وصل ما نخواهي داشت.
با شنيدن اين كلام آتشي بيسابقه در جان عاشق مفلس درافتاد و بازگشت، يك سال ديگر در شرارههاي آتش فراق چنان سوخت كه بساط خوديتش برچيده و هستي مجازيش خاكستر شده بر باد رفت.
بيني و بينك إنيّي ينازعني فارفع بلطفك إنيّي من البين...
سال ديگر با هزار التهاب و اضطراب بر در سراي معشوق درآمد و دقّ الباب نمود، معشوق گفت: كيست؟ گفت: توئي، معشوق گفت: حال كه منم پس داخل شو كه از ما به ما محرمتر كسي نباشد.
تا كم نشوي و كمتر از كم نشوي در حلقه عاشقان تو محرم نشوي
شرف اینجا ارزان....
تن عریان ارزان....
آبرو قیمت یک تکه ی نان....
و دروغ از همه چیز ارزانتر....
و....
و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان......
۱ -گفتار: گفتارشان راست و سنجيده است.
2 -لباس: در لباس، معتدل و ميانه رو هستند.
3 -مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضعاند.
4 -تقواى چشم: چشمان خويش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشيدهاند.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شيطاني به شيطان ديگر گفت: به آن مرد مقدس متواضع نگاه كن كه در جاده راه ميرود, در اين فكرم كه به سراغش بروم و روحش را در اختيار بگيرم، رفيقش گفت: به حرفت گوش نميدهد او تنها به امور مقدس ميانديشد. اما شيطان به همان روش مشتاق و متعصب هميشگياش خود را به شكل فرشتهاي الهي در آورد و در برابر مرد ظاهر شد و گفت: آمدهام به تو كمك كنم، مرد مقدس گفت: بايد من را با شخص ديگري اشتباه گرفته باشي زيرا من در زندگيام كاري نكردهام كه سزاوار توجه يك فرشته باشم، اين را گفت و به راه خود ادامه داد, بدون اينكه هرگز بداند از چه چيزي گريخته است.
ماهيت روح
يك. روح موجودى «امرى» است اسراء (17)، آيه 85.؛ اما عالم امر چه خصوصيتى دارد كه روح آن خصايص را دارا است؟ براساس آيات قرآن: «امر» همان كلمه ايجادى خداوند يا فعل خاص او است كه اسباب امكانى در آن راه ندارد و موجوداتى كه محتاج خصوصيات قابلى نيستند، از آن جهت كه تمام حقيقت وجوديشان، مستند به فاعل و ايجاد كننده آنها است، «موجودات» امرى ناميده مىشوند. يس (36)، آيه 82. در آيه ديگرى قمر (54)، آيه 50.، خداوند امر خود را به «چشم برهمزدن» تشبيهمىكند و اين بدان معنااست كه امر الهى، هيچگونه زمان بردار نيست.......
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
چندی قبل که فیلم ۳۰۰ اکران شد، در همه محافل صحبت از این بود که این فیلم علاوه بر آنکه تاریخ را تحریف کرده، با فرهنگ غنی ایرانیان عهد گذشته نیز مغایرت دارد.
از منظر فرهنگ شناسی پارسی زبانان، یک ایراد اساسی فیلم در نوع پوشش و حجاب پادشاه ایران و سربازان ایرانی بود. اما در این نوشتار بنا ندارم درباره فیلم ۳۰۰ صحبت کنم بلکه ماجراي............
بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد.
دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد............
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مؤلفه هاى قدرت دولت اسلامى، در قالب مفاهيمى چون مكتب رهايى بخش اسلام، جمعيت (ملتى هم كيش و هم فكر)، رهبرى، الگوى حكمرانى، دانايى، عوامل اقتصادى و نظامى تبيين مى گردد. مؤلفه هاى متكثر فوق، مادامى موجب توليد قدرت براى دولت اسلامى مى گردد، كه در قالب مفهوم توسعه به يكديگر پيوند خورند و به وحدت برسند.اين مقاله ضمن تبيين مؤلفه هاى قدرت دولت اسلامى، در تلاش است الگو و قدرت هم سازبا توسعه را ارائه نمايد.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در جهان بیش از 10 میلیون کودک با اینترنت سر وکار دارند آنها برای دستیابی به اطلاعات و برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده از طریق نامه الکترونیکی آموختن مهارت های رایانه ای و شرکت در بحث به اینترنت مراجعه می کنند
کودکان ساکن روستاها می توانند با استفاده از اینترنت موزه ها یا مکان های دیدنی شهرها و سایر کشورها را ببینند کودکان بیمار و ناتوان می توانند با سایر همسالان خود گفتگو کنند و از احساس تنهایی خود بکاهند . نوجوانان هنگام Chat کردن با دوستان اینترنتی خود در مورد افکار و احساسات مهم و ناراحت کننده ای که در خویش سراغ دارند راحت تر سازگاری پیدا می کنند در بعضی کشورها حدود 80% مدارس ابتدایی و راهنمایی به اینترنت دسترسی دارند و بسیاری از مشاغل به مهارت های اینترنتی نیازمند می باشند .
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ريموند بيچ مى گويد:دختر جوانى را مى شناسم كه اكنون يك دروغگوى درمان ناپذير است .
او هنگامى كه هفت سال داشت , هر روزبه كلاس درسى مى رفت كه در آن بيست و پنج نفر از بچه ها تـحـصـيـل مى كردند.
پرستارى هر روز او را به مدرسه مى برد و در پايان درس نيزاو را به خانه باز مى گرداند.
ايـن پـرسـتـار در ضـمـن , وظـيـفه داشت كه از دخترك مراقبت كند تاتكاليفش را انجام دهد و درس هـايش را بياموزد.خلاصه اين زن مسؤول تربيت اين كودك بود.......
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر بخواهيم واقعه عاشورا به شكل عقلاني و در بستر زمينه هاي تاريخي و جامعه شناختي آن بررسي نماييم به نظر مي رسد كه ريشه هاي تراژدي عاشورا بيش از هر چيز به شهر كوفه و وقايعي كه در آن به وقوع پيوست باز مي گردد. در آن دورانها كوفه براي چندين سال كانون كشمكش و درگيري ميان طرفهاي متخاصمي بود كه همگي از دوران خلافت عثمان به بعد جاني دوباره گرفته بودند ، تعصبات قبيله اي بار ديگر رواج يافته بود و از آن ميان بني اميه به رهبري معاويه بزرگترين قدرت عليه شاخه اصلي رهبري اسلامي را تشكيل مي داد. اين دو گروه متخاصم براي سالها با يكديگر نزاع داشتند ، نزاعي كه نقطه اوج آن در واقعه عاشورا تبلور يافت و اتهام خيانت و سست عنصري را براي مردم كوفه به همراه داشت. هر چند كه اين نوشته مي كوشد نشان دهد كه رفتار مردم كوفه بيش از آن كه ذاتي - ژنتيكي باشد ، ريشه هاي تاريخي - اجتماعي دارد..............
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
«و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛ و جن و انس را نیافریدم مگر برای این که مرا بندگی کنند» . عبادت مرکبی است برای تقرب به حق و در واقع برای تکامل واقعی بشر. چیزی كه خود مظهر تكامل بشر و خود هدف و غایت است لزومی ندارد كه مقدمه و وسیله چیز دیگر باشد. ولی در عین حال عبادات ، گذشته از این اصالت، مقدمه چیز دیگر هم هستند، یعنی خود برنامه تربیتی اسلامند به این معنی كه اسلام كه میخواهد افراد را چه از نظر اخلاقی و چه از نظر اجتماعی تربیت بكند، یكی از وسائلی كه برای این كار اتخاذ كرده و از قضا این وسیله از هر وسیله دیگری در اخلاق و روح بشر مؤثرتر و نافذتر است، عبادت میباشد.......
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
خداوند در قرآن می فرماید:«يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا»: ای کسانی که ایمان آورده اید ! خدا را بسیار یاد کنید . و صبح و شام او را نیایش کنید.
در مورد نماز پيغمبر اكرم فرمود و ائمه اطهار فرمودند: « الصلوة عمود الدين » نماز عمود خيمه دين است يعنی اگر دين را به منزله يك خيمه بر پا شدهای بدانيم كه هم چادر دارد و هم طناب و هم حلقه و هم ميخی كه بزمين كوبيدهاند و هم عمودی كه آن خيمه را بر پانگاه داشته است ، نماز به منزله عمود اين خيمه بر پا شده است . و مخصوصا در حديث نبوی كه رسول اكرم بيان فرموده است ، همين مطلب به همين شكل توضيح داده شده است.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نقدي بر سخنان موهن فرد شاخص مدعي اصلاحات
شهيد بهشتي در رنجنامهاي كه خطاب به حضرت امام (ره) نوشتهاند،دوگانگي موجود ميان مديران كشور را به اختلاف دو بينش مرتبط دانستند. «بينش اول معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد؛ اجتهادي كه در عين زنده و پويا بودن، بايد سخت ملتزم به وحي و تعبد در برابر كتاب و سنت باشد و ديگري در پي انديشهها و برداشتهاي بينابين كه به كلي از وحي بريده است و نه آن چنان كه بايد و شايد در برابر آن متعبد و پایبند.......
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
اي خداوندان نعمت!!
اگر شما را انصاف بودي وما را قناعت ، رسم سوال (گدايي)از جهان بر خاستي....
چگونه منتظر باشيم؟
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامى است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مىكشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عينى خواهند يافت.....
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب